خرید بک لینک
ده سال است ننوشته ام ...

شاید جزو آن اولیها در وبلاگ نویسی بوده ام وقتی هنوز هیچ سرویس دهنده فارسی نبود و ....

و چه اضطراب کشنده ای دارم که باز تصمیم گرفته ام بنویسم.

بگذرم.

فقط مینویسم برای خودم که رد پاهایی بگذارم برای آینده که وقتی گذرم به اینجا افتاد مثل الان حسرت نخورم و بغض گلویم را نفشارد که بهترین 10 سال زندگی ام چه شد ...

حالم بد است و شوق نوشتم از یک سو و اضطرابش از سوی دیگر تجسم پرنده ترسیده حالی است در دستانی که نمیداند این دست ها مهربانانه اورا نوازش خواهد کرد یا سنگدلانه سر از تنش جدا خواهد کرد.

مرا در بر بگیرید کلمات ...

قبلتر ها زیاد عاشق شده بودم ، عشق که نه هیجان تند خواستن کسی دیگر ... الان بدون اینکه عاشق باشم و اساسا شخصی را دوست داشته باشم همان حس را دارم ...

پر از گر گرفتن مداوم و پر اشک شدن چشم بدون دلیل ...

پر از دل لرزه هایی که دردی خوشایند است ...

نمیدانم اثرات این دوری چند روزه از همه چیز است یا ...

چند روزی سفر بودم و در این سفر خود خودی که دوستش دارم.

فارغ از تمام مترها و قید و بندهای متاثر از تعهدات و شخصیت اجتماعی و ...

دلم میخواست بلند فریاد کنم من خودمم ، خود بی سانسور ، خود رها

مانند روزهای کوه

روز های دوست ...

کاش مشغله بگذارد قلمی کنم تمام این حس های درونی را ولی ....

کاش الان چند روز پیش بود ...

برچسب: بازنشستگی بعد از ده سال,بارداری بعد از ده سال,بم بعد از ده سال,ادامه تحصیل بعد از ده سال,بم پس از ده سال,عقلانيت و معنويت بعد از ده سال,ده سال بعد از حال این روزام,ده سال بعد از حال این روزا دانلود,ده سال بعد از حال این روزام دانلود,ده سال بعد از حال این روزا, نویسنده: مهراد رستمیان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 7:13

صفحه بندی